بهترین روز!

خرید بک لینک
یه روز عالی با کلی اتفاق خوب...

بهترین روز سالم بودامروز...

فهمیدم چقد آدم خوب دوروبرم زیاده که میتونم بسی دوسشون داشته باشم ...

اول صبح برنامه صبحانه با دبیر توحیاط...

زنگ بعد تو کلاس جلو کولر در حال ادبیات نوشتن...

زنگ بعد بعدش دورهمی با بچه ها و مهسان جونی جلو بوفه...

مگه میشه سمیه تو جمعتون باشه و از خنده ریسه نرین؟!!!

کلی ادادراورد و کلی خندیدیم....محشر اصن:))

خداکنه سال دیگم باهامون باشه...

زنگ اخرم ساندویچ بادوستان و پانتومیم*-*

بعد مدرسه دور دور با سرویس و صدای بلند اهنگ...

به محض رسیدن به خونه، انتخاب لاک صورتی نازه به مناسبت شیش روز تعطیلی!

دیگه عالی ترازاین؟!!!

پیش به سوی امتحان ریاضی!

خدایا شکرت^-^

+ میشد بهترم باشه...اگه یه نفر فقط یه ذره یادش میومد گذشته شو...

اولین بار بود که مهسان توصیه کرد برم پیشش....

و جواب منفی شنید ازم...

" اگه قراره کسی عذاب وجدان داشته باشه ، اون یه نفر من نیستم!"

این ینی وضع خیلی خرابتر از اون چیزیه که امکان داره!

یه کاری کرد که هیچ جوری نمیتونم خودموراضی کنم برم پیشش..

میشه از یه نفر همزمان بدت بیاد ودلت براش تنگ شه ودوسش داشته باشی!؟

ما ادما کلن خیلی عجیب غریبیم!!!

تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶سـاعت 18:23 نويسنده NaHiD♦

دخی برفی;)...

ما را در سایت دخی برفی;) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 19:03

صفحه بندی